و درد

و درد
که این بار
پیش از زخم آمده بود
آن‌قدر در خانه ماند
که خواهرم شد
با چرک پرده‌ها
با چروک پیشانی دیوار
کنار آمدیم
و تن دادیم
به تیک‌تاک عقربه‌هایی
که تکه‌تکه‌مان کردند.

#گروس_عبدالملکیان
دیدگاه ها (۱)

چون سنگ بی تکان ...؛لغزانده چشم رابر شکلهای در هم پندارش.. !...

شمع رخ او بس است در شب بیگاه من#مولانا

ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منیکه بی وجود شریفت جهان نمیب...

آنرا که وفا نیستز عالم کم باد...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆پسرک از بلندی در یک لحظه تعجب کرد +تو چت شده؟ الیس به...

افتخار میدین قاصدکا؟ ↓꧁°꧂دستانش چو یخ سرد شده بودند و چشمانش...

سایه شمشیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط