یونگی ویو
𝑺𝑨𝑭𝑬 𝑾𝑰𝑻𝑯 𝒀𝑶𝑼
𝑷𝑨𝑹𝑻 ¹
یونگی ویو
سلام من مین یونگی هستم 26سالمه وکیل پایه یک دادگستری ام سر کارم بودم و داشتم برگه ها و سند ها رو بر رسی میکردم که تلفن زنگ خورد
_بله؟..
منشی: آقای مین یک خانومی زنگ زدن با شما کار دارن
_وصلش کن
_بله؟
م. ی. سلام
_مامان مگه بهت نگفتم به گوشیم زنگ بزن؟
م.ی. زنگ زدم جواب ندادی
گوشیمو از تو کشو در اوردم (10میسکال) عینکم رو برداشتم و دستی به صورتم کشیدم
_ ببخشید گوشی تو کشو بود نشنیدم
م.ی. بهونه نیار بگو کارم مهم تره واسم
_اومااا.. خب چیکارم داشتی؟
م.ی. منو بابات داریم میریم مسافرت خالت زنگ زد گفت دختر خالت انتقالی گرفته
_کدوم هانا یا هایون؟
م.ی. هانا... هایول که ازدواج کرده
_. خب حالا به من چه؟
کمی آب گرفتم و خوردم
م.ی. خب منو بابات نیستیم تو باید ازش مراقبت کنی دیگه
آب پرید سر گلوم و باعث شد که سرفه کنم بعد چند ثانیه که حالم بهتر شد جواب دادم
_مامان.. من خودم کلی کار دارم بعد اون بچه بیاد؟ واییی مامان اصلاً حوصله بچه ندارم
م.ی. بچا چیه بی ادب اون الان 23 سالشه داره دکتری میشه واس خودش
_هوفففف مامان
م.ی. غر نزن پسرم... دانشگاهش 3 سال دیگه تموم میشه منو باباتم داریم میریم آمریکا... بای بای.
_خدافظ
کت و کیفم رو گرفتم و در اتاق رو باز کردم
_منشی لی
منشی: بله آقای مین
_من باید برم... شما هم میتونید برید
منشی: بله چشم آقای مین
به سمت ماشین رفتم و سوار شدم و به سمت خونه حرکت کردم بعد 30 مین رسیدم
ماشینو دادم با بادیگارد تا پارک کنه
_اجوما
علامت اجوما&
&بله پسرم
_چهه بویی راه انداختی
&غذا حاضره پسرم برو لباساتو عوض کن بیا پایین بخور
_باش
لباسمو عوض کردم و رفتم پایین و سر میز نشستم
_اجوما از فردا دختر خالم هانا میاد خونه من زندگی میکنه
&پس بالاخره تصمیم گرفتی ازدواج کنی؟ البته هانا خیلی نازه خیلی به هم میاین
_(خنده لثه ای) تند نرو اجوما... میدونی که دانشجو پزشکی انتقالی پیدا کرده سئول مادرمم درتواست کرد که بیاد خونه من خودشون دارن میرم آمریکا
&آها... ولی خیلی خوشگل و مربون و کیوت و نانازی و....
_اجوما(خنده لثه ای) میخوای واست جورش کنم؟
&پسره بی ادب 😂
هانا ویو
+مامان من خوابگاه میگیرما
م. ه. شما خیلی غلط میکنی
+من نمیخوام برم پیشه یونگی خیلی نچسبه
م.ه. خب پسره وکیلهههه چطوری میتونه
واسه تو وقت داشته باشه بعدشم تو داری میری اونجا درس بخونی.. یونگیو اذیت نمیکنی
+باشه
م.ه. آماده ای الان دیر میرسی به پرواز ها
+آره
م.ه. موقع رانندگی مراقب باش
+باشههههه
اینم پارت اول اگه خوشتون اومد بگید پارت بعد رو بنویسم براتون که شب بزارم
𝑷𝑨𝑹𝑻 ¹
یونگی ویو
سلام من مین یونگی هستم 26سالمه وکیل پایه یک دادگستری ام سر کارم بودم و داشتم برگه ها و سند ها رو بر رسی میکردم که تلفن زنگ خورد
_بله؟..
منشی: آقای مین یک خانومی زنگ زدن با شما کار دارن
_وصلش کن
_بله؟
م. ی. سلام
_مامان مگه بهت نگفتم به گوشیم زنگ بزن؟
م.ی. زنگ زدم جواب ندادی
گوشیمو از تو کشو در اوردم (10میسکال) عینکم رو برداشتم و دستی به صورتم کشیدم
_ ببخشید گوشی تو کشو بود نشنیدم
م.ی. بهونه نیار بگو کارم مهم تره واسم
_اومااا.. خب چیکارم داشتی؟
م.ی. منو بابات داریم میریم مسافرت خالت زنگ زد گفت دختر خالت انتقالی گرفته
_کدوم هانا یا هایون؟
م.ی. هانا... هایول که ازدواج کرده
_. خب حالا به من چه؟
کمی آب گرفتم و خوردم
م.ی. خب منو بابات نیستیم تو باید ازش مراقبت کنی دیگه
آب پرید سر گلوم و باعث شد که سرفه کنم بعد چند ثانیه که حالم بهتر شد جواب دادم
_مامان.. من خودم کلی کار دارم بعد اون بچه بیاد؟ واییی مامان اصلاً حوصله بچه ندارم
م.ی. بچا چیه بی ادب اون الان 23 سالشه داره دکتری میشه واس خودش
_هوفففف مامان
م.ی. غر نزن پسرم... دانشگاهش 3 سال دیگه تموم میشه منو باباتم داریم میریم آمریکا... بای بای.
_خدافظ
کت و کیفم رو گرفتم و در اتاق رو باز کردم
_منشی لی
منشی: بله آقای مین
_من باید برم... شما هم میتونید برید
منشی: بله چشم آقای مین
به سمت ماشین رفتم و سوار شدم و به سمت خونه حرکت کردم بعد 30 مین رسیدم
ماشینو دادم با بادیگارد تا پارک کنه
_اجوما
علامت اجوما&
&بله پسرم
_چهه بویی راه انداختی
&غذا حاضره پسرم برو لباساتو عوض کن بیا پایین بخور
_باش
لباسمو عوض کردم و رفتم پایین و سر میز نشستم
_اجوما از فردا دختر خالم هانا میاد خونه من زندگی میکنه
&پس بالاخره تصمیم گرفتی ازدواج کنی؟ البته هانا خیلی نازه خیلی به هم میاین
_(خنده لثه ای) تند نرو اجوما... میدونی که دانشجو پزشکی انتقالی پیدا کرده سئول مادرمم درتواست کرد که بیاد خونه من خودشون دارن میرم آمریکا
&آها... ولی خیلی خوشگل و مربون و کیوت و نانازی و....
_اجوما(خنده لثه ای) میخوای واست جورش کنم؟
&پسره بی ادب 😂
هانا ویو
+مامان من خوابگاه میگیرما
م. ه. شما خیلی غلط میکنی
+من نمیخوام برم پیشه یونگی خیلی نچسبه
م.ه. خب پسره وکیلهههه چطوری میتونه
واسه تو وقت داشته باشه بعدشم تو داری میری اونجا درس بخونی.. یونگیو اذیت نمیکنی
+باشه
م.ه. آماده ای الان دیر میرسی به پرواز ها
+آره
م.ه. موقع رانندگی مراقب باش
+باشههههه
اینم پارت اول اگه خوشتون اومد بگید پارت بعد رو بنویسم براتون که شب بزارم
- ۴.۵k
- ۲۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط