پسره تقریبا هفت سالش بود

پسره تقریبا هفت سالش بود
تنها کنار پیاده رو نشسته بود
گفتم شاید گم شده
رفتم بهش گفتم:
کوچولو راه خونتونو گم کردی؟
گفت:نه اسکول،منتظر زیدمم
گوشیش زنگ زد
دیدم یه آیفون 6 از جیبش دراورد
گفت:الو،منو نیم ساعته اینجا کاشتی؟


الان رفتم خونه دارم آلبوم عکسای بچگیمو نگا میکنم
یکی یکی تف میکنم روشون
دیدگاه ها (۴)

میگن اینجاساحل لاذقیه-سوریه... جایی که چندصد متر اونطرف ترش،...

توت فرنگی نداشت میخواستم

رشیدپورقریشیشهره فریدون فرخزاد و مقایسهخاک‌خاک‌خاک

‏خوردیم چو گنجشک به دیوار بلورین‏پنداشته بودیم که این پنجره ...

سرجوخه1Part ⁵این دفعه هیونجین دهن باز کرد: حق نداری بری تو ا...

عاشق پادشاه مافیا پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط