رمان گناه عشق

رمان گناه عشق🍷❌
پارت: ۴

(بچه ها(*) این علامت وقتی بیاد جلوی اسمی یعنی رمان داره از زبان اون فرد گفته میشه. و وقتی(:) میاد جلوی اسمی یعنی شخصی داره حرف میزنه.)
شایان: سلام خوشگل خانم خوبی؟ نیکا جان تو چطوری خوبی؟
نیکا:(باکمی مکعث) ب.. له.
ارسلان*داشتم به سمت پایین میرفتم که با شایان روبرو شدم. دیدم دیاناهم برای شایان دست تکون داد. دخترِی نادون. به خدمتش میرسم. همنطور که از پله ها پایین پایین میومدم با تشر به شایان گفتم:
ارسلان: شایانننن. مگه نگفتم دورور خدمتکارای من نپلک هاننننن؟ مگه نگفتم برای کسافت کاریان دخترای دیگه رو انتخاب کنننن؟!
شایان: بههههههه پسرعموی گل من چطوری اومدم تو رو ببینم.
ارسلان: خودتو سیاه کن.
شایان: باشه بابا. من رفتم کار نداری؟
ارسلان: به سلامتتتت.
شایان باییییییی.
شایان بعد از چند دقیقه رفت. رفتم سمت آشپزخونه که به حصاب اون دختره برسم. داخل آشپزخونه شدم دیدم داره گردگیری میکنه.
ارسلان: هیی تو!
دیانا: منننن!
ارسلان: نه. عمه ام. بیا توی حیاط ببینم.
دیانا*نیکا اروم دم گوشم گفت:
نیکا: گاوت زایید. اونم دوقلو.
دیانا: خفه شو ببینم این مارمولک چی میگه.......
دیدگاه ها (۴)

رمان گناه عشق

رمان گناه عشق🍷❌ پارت:۵رفتم داخل و دستمال رو برداشتم شروع به ...

رمان گناه عشق ❌🍷پارت: ۳خدمتکار: سلام. چطوری؟ تازه اومدی؟ دیا...

گناه عشق 🍷❌پارت: ۲ازخواب بیدارشدم دیدم یک نفر روی صنلی بغل ت...

رمان بغلی من پارت های ۸۶و۸۷و۸۸ارسلان: من که باورم نمیشه دیان...

رمان بغلی من پارت ۱۲۱و۱۲۲و۱۲۳ارسلان: محکم گوشه ای از ل*شو بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط