وقتی درو محکم بستی تا خود صبح گریه کردم

وقتی درو محکم بستی , تا خود صبح گریه کردم

خاطراتو دوره کردم , کاشکی میزاشتی برگردم

منو تنهایی شب , منو بی حالیو تب

با یه خودکار رو به شهر , بیدارم من کل شب

من که آدم بدی نبودم , من که آدم بدی نبودم

بی تو سردردو جنون , بی تو بارونو خزون

بیا برگرد سمت من، یه بار دیگه بمون

بی تو دستام سرد سرده بی تو چشمام گریه کرده

بی تو قلبم پر درده بی تو رنگم زرد زرده

یه جوری رفتو درم بست که هنوز صدای در تو سرم هست

اینو فهمیدم همون لحظه که هر کی سنگ دل تره برندس

حتی ندارم نفس خستس مغزم میخونه مثل قفس در بستس

تلخ شده واسه من هر لحظه نمیدونم عشقی تو دلش اصلا هس

اگه چشمام کبودن فقط واسه اینه که آدما حسودن

هر موقع که نبودم پشتم زدن , منو تو دل تو کشتن فقط

تعریفاشون از صدتا فحش بدترن

فهمیدم که خودیا از همه دشمنترن

منو پیچیدنو خودشون به سمتت اومدن

اونا که فکر میکردم از همه خوش قلب ترن

بیا فکر کن اولش , مثلا روزه اوله

بیا برگرد ببین بی تو واقعا حال من بده

میون اون همه آدم من تورو انتخاب کردم

هر جا رفتم بدون تو یه کاری کردی برگردم

#علیشمس #مهدی جهانی
دیدگاه ها (۳)

اهای خدا....تاحالا عاشق شدی؟؟؟تاحالا بهت گفته دیگه نمیخوامت؟...

قصه ی دیو و دلبر رو شنیدی؟؟دلبر عاشقه دیو میشه و با ی جمله ی...

بــهت گــیر میدادم مــیگفتی :اُسکـــــولیگـــــیر نمیدادم می...

#روزی، دور یا نزدیـک#پــدر_یا_مـــادر می شویم بی شکدختر بشود...

جیمین فیک زندگی پارت ۶۸#

ارباب مرگبار من:پارت ۱۲+می‌خوایم بریم خرید-وای من عاشقه خرید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط