ای علی که جمله عقل و دیده‌ای

ای علی که جمله عقل و دیده‌ای

شمه‌ای واگو از آنچ دیده‌ای

تیغ حلمت جان ما را چاک کرد

آب علمت خاک ما را پاک کرد

بازگو دانم که این اسرار هوست

زانک بی شمشیر کشتن کار اوست

صانع بی آلت و بی جارحه

واهب این هدیه‌های رابحه

صد هزاران می چشاند هوش را

که خبر نبود دو چشم و گوش را

باز گو ای باز عرش خوش‌شکار

تا چه دیدی این زمان از کردگار

چشم تو ادراک غیب آموخته

چشمهای حاضران بر دوخته
دیدگاه ها (۱)

دلا امشب به می باید وضو کردو هر ناممکنی را آرزو کرد

امریکا ..چاه یعقوب .چاه یعقوب در واقع نام حفره ای بزرگ با ده...

سلام. عیدت مبارک .

...سلام ........عصر زیباتون خوش .عیدتون هم مبارک .

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱پارت۴۱🌌کوروگیری مجبور شد حمله‌اش...

افسر و دختر خندان (هلندی: De Soldaat en het Lachende Meisje)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط