مرا به جرم تقاضای سیب می بردند

مرا به جرم تقاضای سیب می بردند
و جالب اینکه به حکم حبیب می بردند

قسم به عصمت گرگی که دید یوسف را
برادرانه به چاه, فریب می بردند

به نطفه های خدا هم نمی توان دل بست
مسیح را که به سمت صلیب می بردند

تو با نشان, پدر هم دوباره می مردی
و بی گمان به مزارت طبیب می بردند

من آن جنازه ی شیرم به جشن کفتاران
که تکه های تنم را نصیب می بردند

و شیرهای کمی هم که دوستم هستند
بر استخوان من امن یجیب می بردند...

🌹 🌹 🌹 🌹
دیدگاه ها (۸)

گلچین تک بیتی و دو بیتی مظلوم یعنی ...مظلوم میخواهی بگو تا م...

تقدیم خواهرعزیزم درویسگون نگار عزیزم دکتر فاطمه عزیز

طوفان زندگی غم بزرگی رو گذاشتم ولی کم نیوردم

کمی ناراحت بودم.کاش گریه من تمام بشه ولی به خودم

‼️‼️‼️اعلام خطر‼️‼️‼️دو ماه آینده شرکت توی تجمعات به همه واج...

🌹❤️🌹

🌹❤️🌹

برام یادگیری بنویسید اگر مهمم 🥀☕🥺♡●♡●♡#ویسگون #طنز #داستان#ب...

😂😂

دلتنگ که می شوی دیگر انتظار معنا نداردیک نگاه کمی نامهربان.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط