تولد انسان روشن شدن کبریتی است و مرگش خاموشی آن

تولد انسان روشن شدن کبریتی است و مرگش خاموشی آن!
بنگر در این فاصله چه کردی؟
گرما بخشیدی...؟!
یا
سوزاندی.....؟!
دیدگاه ها (۱)

الهی..دردهایی هست که نمی توان گفتو گفتنی هایی هست که هیچ قلب...

مانند هوای شهر تهران شده ام... باران زده ای که همچنان آلودست...

فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برای من دعا...

حکایت کنند مرد عیالواری به خاطر نداری سه شب گرسنه سر بر بالی...

تولد انسانروشن شدن کبریتیاست و مرگشخاموشی آنبنگر در این فاصل...

واای از ان روزی که زندانی عشق شدمزندان بان مرا رهاکنی آواره...

بخش چهارم: مقامِ پس از حد و آستانهٔ سفر دروندر «مقامِ پس از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط