بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت سی یک🍷🗡
آروم تو بغلم گرفتم
وزنی نداشت ، انگار اصلا چیزی نمیخورد دختر کوچولو.
از پله های هواپیما پایین اومدم
+کجا بریم قربان؟!
پچزدم
_آپارتمانم!
خیره شدم به صورتش
چقدر خوابش سنگین بود
تو خواب مثل گربه صورتشو مالید به کتم
سوار آسانسور شدم
متوجه شدم نگهبانا تعجب کردن
چون منو تا به حالا با دختری ندیده بودن!
داشتم همه ممنوعه هام و زیر پام میزاشتم
از همه خط قرمزام رد میشدم
هوفی کشیدم ، کلافه بودم
دلم برای دختری رفته بود که منو نمیخواست
همش پس میزد منو
گذاشتم روی تخت خواب
خودمم کنارش دراز کشیدن
پاهامو انداختم روی پاهاش و قفلش کردم
کمرشو یکمجلو کشیدم
حالا دیگه کامل تو بغلم بود...
پارت سی یک🍷🗡
آروم تو بغلم گرفتم
وزنی نداشت ، انگار اصلا چیزی نمیخورد دختر کوچولو.
از پله های هواپیما پایین اومدم
+کجا بریم قربان؟!
پچزدم
_آپارتمانم!
خیره شدم به صورتش
چقدر خوابش سنگین بود
تو خواب مثل گربه صورتشو مالید به کتم
سوار آسانسور شدم
متوجه شدم نگهبانا تعجب کردن
چون منو تا به حالا با دختری ندیده بودن!
داشتم همه ممنوعه هام و زیر پام میزاشتم
از همه خط قرمزام رد میشدم
هوفی کشیدم ، کلافه بودم
دلم برای دختری رفته بود که منو نمیخواست
همش پس میزد منو
گذاشتم روی تخت خواب
خودمم کنارش دراز کشیدن
پاهامو انداختم روی پاهاش و قفلش کردم
کمرشو یکمجلو کشیدم
حالا دیگه کامل تو بغلم بود...
- ۲.۳k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط