ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشی

ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشی
سخت است کنار دل تنگم، تو نباشی

دارد شب دلتنگی من باز می آید
ای کاش به زخمم نمکی تازه،بپاشی

تصویرم اگر زشت بیفتد،به از آن است
بر صورت آیینه ی من خط بخراشی

ای مرگ، دگر با چه زبانی بنویسم
زود است, مداد دل من را بتراشی

هرگـــــز نکنم داوری لیـــــگ دلت را
با این همه بی نظمی و جنجال و حواشی

صد بوسه، نثار لب تو می کنم امشب
ای عشق، اگر عشق ترین عشق، تو باشی
دیدگاه ها (۲)

صادقانه دل سپردم سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم محر...

من روزگار غربتم را دوست دارماین حس و حال و حالتم را دوست دار...

سوختم در غم آنکس که وفادار نبود عشق من پاک ولی گرمی ٬ بازار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط