...
...
تو میدانی، که من دل دادهی عشق تو هستم
بههجرت غرقاشکم خستهام مست تو هستم
عجب تلخ است کلام قصههایم در شب عشق
و من بشکسته دل ، در کوچه دنبال تو هستم
غریق چشم تو ، وا مانده چون اشک زمستان
چرا سرد است ، دنیای تو ، من گرم تو هستم
پرم بشکسته در اوج غریبی ، سوخته قلبم
دگر چیزی مگو از غم ، که من صید تو هستم
چو شمعی سوخته، در قطرههای اشک غرقم
تو می بینی که میمیرم به سودای تو هستم
دلم دریای خون است ، دست تو درمان غمها
تنم می سوزد از تب ، محو سیمای تو هستم
اگر بغضی نشسته است در گلو ، باشد ، بماند
که تا این غم بسوزاند مرا ، فکر تو هستم
تو چون رویای من باشی ، چه غم تنها نباشم
گذر چون میکنی از خواب من یاد تو هستم
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
تو میدانی، که من دل دادهی عشق تو هستم
بههجرت غرقاشکم خستهام مست تو هستم
عجب تلخ است کلام قصههایم در شب عشق
و من بشکسته دل ، در کوچه دنبال تو هستم
غریق چشم تو ، وا مانده چون اشک زمستان
چرا سرد است ، دنیای تو ، من گرم تو هستم
پرم بشکسته در اوج غریبی ، سوخته قلبم
دگر چیزی مگو از غم ، که من صید تو هستم
چو شمعی سوخته، در قطرههای اشک غرقم
تو می بینی که میمیرم به سودای تو هستم
دلم دریای خون است ، دست تو درمان غمها
تنم می سوزد از تب ، محو سیمای تو هستم
اگر بغضی نشسته است در گلو ، باشد ، بماند
که تا این غم بسوزاند مرا ، فکر تو هستم
تو چون رویای من باشی ، چه غم تنها نباشم
گذر چون میکنی از خواب من یاد تو هستم
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
- ۷۰۴
- ۲۸ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط