ترسناک

#ترسناک
یه شب دختری در یک قبرستان موجود ماورالطبیعی رو میبینه
اون موجود ازش میخواد که موضوعه دیده شدنش توسط دختر رو برای هیچکس تعریف نکنه !
سال ها از اون ماجرا میگذره و دختر ازدواج میکنه و موضوع رو برای همسرش تعریف میکنه
همسرش سرش رو رو به زنش برمیگردونه و با لحنه سردی میگه
"مگه بهت نگفته بودم واسه کسی تعریف نکن؟(: "
دیدگاه ها (۲۳)

#ترسناک همه چیز از اون روز شروع شدوقتی توی آینه به خودم لبخن...

#ترسناک 💢•••|✖️ ناپدید شدن وسایلاونا جا به جایی وسایل رو دوس...

😕 #خاص #جذاب

مسیر آینده #شغلی و #تحصیلی #جوان #ایرانی #خاص #جذاب #wallpap...

من بخاطر اون احمق ها گریه نمیکنم ، بخاطر توعه ، من بخاطر تو ...

mikey 我在乎🌌🌠🌌🌠🌌🌠🌌🌠🌌🌠🌌🌠🌌🌠♡ ی پسرخاله کیوتتتتتت ♡ دختر های فامی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط