⛓️بد بوی 🔮 پارت 66

⛓️بد بوی 🔮 پارت 66
جیمین رفت بستنی بگیره
چند دقیقه بعد اومد بستنی رو داد دستم همشو خوردم
ا ت:چقدر دیگه مونده
جیمین :یک ساعت........ میخوای تو تا اونجا بخواب
ا ت:هومممممم باشه
جیمین صندلی رو برام تخت کرد که راحت باشم منم چشمامو بستم و خوابیدم
خواب بیداری بودم که احساس کردم توی هوام چشمامو باز کردم کش قوسی به بدنم دادم
ا ت:اووووووممممم رسیدیم
جیمین :بیدار شدی اره رسیدیم
ا ت:منو بزار زمین
جیمین گذاشتم زمین
جلوی عمارت بودیم با اینکه نما مشکی داشت و ترسناک و شبیه عمارت خوناشاما بود بازم دوسش داشتم باحال بود
رفتیم داخل وسایلا چیده بود
رفتیم توی اتاقمون وسایلمو گذاشتم
جیمین روی تخت دراز کشید
جیمین :اهههههه یکم میخوابم
ا ت:باشه
داشتم میرفتم سمت حمام که دوش بگیرم مثل برق گرفته ها پاشد نشست رو تخت
جیمین :ا ت کجا
ا ت:میرم دوش بگیرم
جیمین :منم بیام
ا ت:یه نفر اینجا خوابش میومد
جیمین :اره موچی کوچولو میخوابه تا مامان و بابا راحت باشن
ا ت:مامان و بابا راحت باشن
جیمین اومد سمتم و دستشو گذاشت روی کمرم به طرف حمام بردم
جیمین :اره چون اگه بیدار باشه میره توی خماری
لباسامو دراورد
جیمین :برای خونه جدید چن پارت
ا ت:فقط منتظر فرستی
دوش باز کرد و رفتیم زیر دوش
جیمین :هیچ وقت ازت سیر نمیشم........ میدونی زیر دوش بیشتر حال میده با پنج راند شروع میکنیم
ا ت:شروع میکنیم یعنی بیشترم میشه
جیمین یهو واردم کرد
جیمین :از اون که مطمئن باش
ا ت:جیمین
جیمین :ا ت سه روز شده دلم برات تنگ شده
چندمین بعد ازم کشید بیرون دوش گرفتیم رفتیم بیرون🔮
اینم برای دو نفر یه خصوص که خودشون میدونن پارت بعدی فردا میزارم امشب نمیتونم❤️
دیدگاه ها (۴۶۲)

⛓️بد بوی 🔮 پارت 67لباسامونو پوشیدیم صدای در اومد جیمین رفت ج...

فیک کوک مینویسهحمایتش کنین ♥️♥️♥️♥️🔮🔮🔮🔮

⛓️بد بوی 🔮 پارت 65جیمین :وسایلت امادنا ت:اره........... این ...

تا ساعت 23:30 وقت دارید کامنتا بشه 200 یه نفرم نباشین

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

آقازاده (p5)از رستوران برون رفتیم و سوار ماشین شدیم..دیدم به...

پارت ۱۵:عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط