پارت ۲۰ ...

پارت ۲۰ ...

کیمباب و کیمچی درست کردن
ات خسته و کوفته .. بود
خواهر جیمین با ات خیلی صمیمی شده بود ...
خواهر جیمین : بورا نمیخوایی به ات بگی دیشب چی شده ( اروم جوری که فقط بورا بشنوا )
بورا : نه ساکت باش
ات : چی شده بورا ...
بورا : هیچی .. چیزه خاصی نیست ..
ات : میدونی نمیتونی چیزی رو ازم مخفی کنی
بورا : خدا بگم چیکارت نکنه ... امم میشه رفتیم خونه بگم
ات : اره ..
۱ ساعت بعد ...
جیمین : مامان ممنون ما دیگه میریم ...
ات : اره بریم دیگه عزیزم ...
- باشه عزیزم ولی زود به زود به ما سر بزنید
ات : چشم مامان پیشتون میایم
نام: بچه ها من با ات میام ...
اعضا : باشه
نام : من رانندگی کنم ...
ات : اره ...
تو ماشین فقط ات و نامی بودن ...
نامی تو راه دست گذاشت رو رون ات ...
اتم چون خسته سرشو به پنجره تکیه داد ...
نامی : ات ... بیا سرتو بزار رو شونه من ..
ات : ها
نامی : بزار .... پنجره ها سفتن اذیت میشی ...
ات تکخنده کرد و سرشو گذاشت رو شونه نامجون.... و نامجون رو بوس کرد ...
نامی : ات همیشه همینجوری بوسم کن ...
ات : برام پاستیل بخر باشه ...
نامی : باشه ...
رفتن خونه ات یه تاپ و شلوارک پوشید
بورا : ات خبریه
ات : نه گرمه
اعضا داشتن به بدن ات نگاه میکردن ...
ات : اونجوری نگاه نکنین میرم عوصش میکنمااا ..
شوگا : باشه بابا ..
لنا : ات ... یه سوال
ات : جانم ...
لنا : من از کجا اومدم ..
ات : از تو شکم مامانت ..
لنا : میدونم ... چجوری رفتم اون تو ...
ات : خب ببین اونجوری که مامانت تعریف میکرد اینه مامانت رفت به گردش ..
باباتم
بورا اومد دست گذاشت رو لب ات
بورا : باباتم مامانتو پسندید ..
ات : ولم کن ... مامانت گفت که...
بورا : سلام باباتم گفت سلام ...
بعدش اونا عاشق هم شدن و لک لکا تورو اوردن ...
ات : نه دروغ میگه ... لکلک پرندس موضوع اون ....
بورا : عشق برندس ...
ات : ولم کن ...
لنا : اصلا ولش کن ..
بورا : افرین ...
اعضا خندیدن
ات : اصلا خودت چی ها
دیشب چی شدهه
بورا : ببین ات بهت میگم ولی عصبی نشو ..
ات : ببینم چی میشه ...
بورا : دیشب تو بار یه پسره ...
ات : کی بود ..( سرد )
بورا : ات لطفا ..
ات : بورا میدونی نمی تونی جلومو بگیری کی بود ...
بورا : ج...ج...ج..جک...
ات: ....
بورا : ات لطفا ..
ات : بورا ولم کن ...
و از خونه خارج شد
۳ ساعت بعد ...
ات اومد خونه
ات : جین .. میشه یه لحظه بیایی
جین با دو اومد
جین : کجا بودی دختر ..
ات : جین مچ پام
جین سریع شلوار ات رو داد بالا دید مچ پاش چاقو خورده ..
رفت کیف کمک ها اولیه رو اورد و پای ات رو پانسمان کرد ...
جین : ات امشب از کنارم جم نمیخوری ..
ات : ام..
جین : ات همینکه گفتم
ات : باشه ولی به هیچکس چیزی نگو .. باشه ؟
جین : باشه ..
رفتن خوابیدن ...
فردا :

اینم پارت جدید ...
ممنون از حمایتاتون بیبی لیدی هاااا
پارت بعد یه سوپرایز دارییییمممم
دیدگاه ها (۹)

بچه ها .. منو ببخشید دیروز رد داده بودم ..خیلی اپلود کردم ال...

دوباااااااررررررههههههههه...عااااللللللییییییهههههههههههههه

پارت ۱۵ات بعد از چند ساعت اومد ...ولی خونه هیچکس بجز لنا نبو...

پارت ۹جین : یعنی میگی من زشتم ؟لنا : یکم نسبت به ووسوک اره ....

پارت ۱۹ ...ات : که دیدم بین دوتا فرد عضلانی خوابیدم ته و کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط