باران گرفت

باران گرفت

زنده شدی از میان هزار سال خاطره

خیس شدم از عطر بودنت
دیدگاه ها (۳)

باز باران بارید خیس شد خاطره ها

چند روز پیش رفتم مدرسه دبستانم، کلی خاطره برام زنده شد، امسا...

عصر پاییز یعنی یک فنجان آرامش، عطر باران و دلِ گرمِ خاطره‌ها...

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

باید خودم را شبیه لباسی خیس چنان بچلانم که تمامِ اندوهم بیرو...

- به عطرِ گل می‌مانی به طراوات باران، به سبزیِ جنگل‌هایِ هیر...

* نامجون: ما هفت سال پیش، قبل از فیلم‌برداری «Run BTS!» اینج...

مادربزرگ‌ها ستون‌های مهر و خاطره‌اند….کسی که با دست‌های مهرب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط