پارت هفدهم

پارت هفدهم
🔥عشق ابدی ما🔥

سونیک: با شدو موافق بودم خودم حالم داشت بد میشد آخه این چه مرگش شده امی رو نمیدونم ولی از سیلور انتظار هرچی رو داشتم به غیر از این بریم شدو

تیلز: بچه ها نمیاین اینجا

سونیک: امممممم

شدو: نه ممنونم تیلز.. میخوایم تنها غذا بخوریم

من: میگن و میخندن و غذا میخورن در حال رفتن به چشن

شدو: ولی.... جدی بگو چرا اون کار رو کردی

سونیک: بخاطر اینکه.... هنوز نمیتونم بگم

شدو: عصبی و دست به سینه وایساد... چرا اون وقت

سونیک: خودت همین امروز میفهمی

شدو: بدم میاد چیزی رو بهم نمیگی

سونیک: اشکال نداره بریم رفتیم و فهمیدیم یه مراسم معمولی نیست یه مراسم رقصه و بچه ها این مراسم رو گرفته بودن نه مدیر و معلم ها

شدو: چیی سونیک از نظرم بریم

سونیک: اره مشکلی ندارم

امی: هی شما دوتا کجا میرید

شدو: نمیخوایم توی چشن باشیم

سیلور: امی اشکال نداره بزار برن و با امی رفت

سونیک: با شدو رفتیم سمت اتاق...

شدو: هی سونیک.. میگم اگه ناراحت نمیشی..

سونیک: باشه برقصیم میخواستی اینو بگی درسته دست به سینه.. شدو میخواست حرف بزنه و نزاشتم و دست رو گرفتم.. اره معلومه که ناراحت نمیشم

شدو: یه لبخند کمرنگ زدم و با سونیک رقصیدیم

من: حالا یه نکته دختر و پسر تصور نکنیددد هردو پسرنننن پس مثل زن و شوهرا نمیرقصن فقط بعضی ها میدونن چطوری میرقصن شرمنده ولی قفله برام نمیتونم بگم.. ادامش

سونیک: رقص رو تموم کردیم شدو رو بوسیدم..

شدو: از رقصیدن دست کشیدیم چون کار داشتیم و سونیک منو بوسید منم همراهی کردم..

سونیک: شدو بریم ناهار بخوریم البته رستوران

شدو: اره موافقم منم گوشمه

سونیک: غذا رو سفارش دادیم و چند دقیقه بعد برامون آوردن

گارسون: وای خدا شماها چقدر بهم میان😍

شدو: ااا.. خیلی ممنونم😅

سونیک: غذامون رو خوردیم رفتیم مدرسه

روژ: هی شیطونا کجا بودید...

سلام بچه ها باید بگم خواب بودم و اینو دیروز نوشتم و مامانم ازم گرفت ببخشید خیلی دیر شد میخواسم جالب بشه ولی بازم نشد وقت بدونید تمام تلاشم رو کردم عاشقتونم❤️💖
تا بعد عشقام💗❤️‍🔥
دیدگاه ها (۱۲)

خوب به جای بدی کشید من سونیک رو انتخاب می‌کنم ولی...ولی بخاط...

بچه‌ها ها دو روز نبودم همتون چه پیشرفتی کردین عاشقتونمممم ان...

زندگی پر بحث سه دوست ( معمولا نیمه خون آشام ) پارت9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط