به چشمه ی بی جنبش واژه ها شبیخون می زنم ...
به چشمه ی بی جنبش واژه ها شبیخون می زنم ...
شاید از قطراتش قلم عشق بروید .
.
بی حضور تو هیچ شعری جریان نگرفت...
بی گذار تو ، معبر شعر را بسته ام ...
تو الفبای زمزمه ی شور واژه هایی ...
چهره مپوشان ...
جانم به لب آمده ...
آه محبوب من ،
اینک پرنده ی خموش اندوه
در انفجار بهار تو قربانی می شود ...
و باران می شوید بغض پنجره های خیس را ....
.
شاید از قطراتش قلم عشق بروید .
.
بی حضور تو هیچ شعری جریان نگرفت...
بی گذار تو ، معبر شعر را بسته ام ...
تو الفبای زمزمه ی شور واژه هایی ...
چهره مپوشان ...
جانم به لب آمده ...
آه محبوب من ،
اینک پرنده ی خموش اندوه
در انفجار بهار تو قربانی می شود ...
و باران می شوید بغض پنجره های خیس را ....
.
- ۱.۱k
- ۱۸ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط