🥀 بدرقه آقای شهید ایران

🥀 بدرقه آقای شهید ایران

🔸 بعضی لحظه‌ها را نمی‌توان با واژه‌ها روایت کرد؛ باید در میانشان ایستاد تا سنگینی‌شان را فهمید.

🔹 در مصلای امام خمینی(ره)، میان دریای انسان‌هایی که برای آخرین بدرقه گرد هم آمده بودند، زمان رنگ دیگری داشت. نه ازدحام جمعیت به چشم می‌آمد و نه گذر ساعت‌ها؛ تنها اندوهی مشترک بود که در نگاه‌ها موج می‌زد و سکوتی که از هر مرثیه‌ای عمیق‌تر سخن می‌گفت.

🔸 وقتی پیکر بر دوش مردم آرام پیش می‌رفت، گویی هر قدم، برگ دیگری از تاریخ را ورق می‌زد. اشک‌ها بی‌صدا فرو می‌ریختند، لب‌ها به دعا می‌جنبیدند و دل‌ها در حسرت وداعی ایستاده بودند که باورش دشوار بود.

🔹 من آن روز فقط شاهد یک مراسم تشییع نبودم؛ شاهد لحظه‌ای بودم که تاریخ، احساس و خاطره در هم آمیختند. بعضی بدرقه‌ها پایان یک راه نیستند؛ آغاز ماندگاری نامی در حافظه نسل‌ها هستند. آن تصویر هنوز از ذهنم نرفته است؛ تصویری که هر بار به یادش می‌افتم، بوی اشک، دعا و شکوهِ یک وداع دوباره در جانم زنده می‌شود.

🖋 یادداشت : مهدیه آهنین جان

📸 عکس: سعیده بازمانده

🌐 https://sepandarnews.ir/5664/

✒️ @sepandarnews
دیدگاه ها (۰)

🥀 بدرقه آقای شهید ایران🔸 بعضی لحظه‌ها را نمی‌توان با واژه‌ها...

🟥 صفحات رسمی پایگاه خبری سپندار نیوز🔸 وبسایت: sepandarnews.i...

🥀 آخرین دیدار 🔶 دومین گزارش تصویری بدرقه آقای شهید ایران🔹 14...

باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۴۱ ✦ صدای شلیک در تمام انبار پیچید....

#تکپارتی#زیر_نور_ماهباران آرام روی پنجره‌های دانشگاه می‌نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط