من کویری خشکم اما ساحلی بارانیم

من کویری خشکم اما ساحلی بارانیم

ظاهری آرام دارد باطن طوفانیم



مثل شمشیر از هراسم دست و پا گم می کنند

خود ولی در دستهای دیگران زندانیم



بس که دنبال تو گشتم شهره ی عالم شدم

سربلندم کرده خوشبختانه سرگردانیم



می زند لبخند بر چشمان اشک آلود شمع

هر که باشد باخبر از گریه ی پنهانیم



هیچ دانایی فریب چشمهایت را نخورد

عاقبت کاری به دستم می دهد نادانیم
دیدگاه ها (۱)

ﺧﯿﺮﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﭼﺸﻢِ ﺧﯿﺴﺖ ﺣﺴﺮﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ ﻗﺒﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﺎﺵ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ، ﻧ...

سحر دیدم درخت ارغوانی کشیده سر به بام خسته جانی بگوش ارغوا...

آقا زنگ تفریح یه چیزی بخوریم

آقا زنگ تفریح یه چیزی بخوریم

من کویری خشکم اما ساحلی بارانیمظاهری آرام دارد باطن طوفانیم ...

من کویری خشکم اما ساحلی بارانیمظاهری آرام دارد باطن طوفانیمم...

خنده ی خشکی به لب دارم ولی بارانی ام ظاهری آرام دارد باطن طو...

خنده‌ی خشکی به لب دارم ولی بارانی‌امظاهری آرام دارد باطن طوف...

خنده‌ی خشکی به لب دارم ولی بارانی‌ام ظاهری آرام دارد باطن طو...

🙃🎋👌خنده‌ی خشکی به لب دارم ولی بارانی‌امظاهری آرام دارد باطن ...

خنده ی خشکی به لب دارم ولی بارانی امظاهری آرام دارد باطن طوف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط