گاهی خودم را مثل یک کتاب ورق میزنم مثل
گاهی خودم را مثل یک کتاب ورق میزنم مثل یک کتاب که فرصت ویرایشش به پایان نرسیده. آخر بعضی فکرهایم نقطه میگذارم که بدانم باید تمامشان کنم. بین بعضی حرفهایم کاما , که بدانم باید کمی سکوت ادایشان کنم. بعد بعضی رفتارهایم علامت تعجب ! وآخر برخی عادت هایم علامت سوال ؟ خودم را هر چند شب یکبار ورق میزنم تا فرصت ویرایش هست .حتی بعضی از عقایدم را حذف میکنم اما بعضی را پررنگ ... یک روز این کتاب چاپ میشود و بدست من میدهند و فرصت ویرایش به پایان میرسد.... و کسی میگوید : بخوان کتابت را امروز تو برای حسابرسی از خودت کافی هستی......
- ۱.۶k
- ۳۰ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط