چقدر صدای آمدن پاییز

چقدر صدای آمدن پاییز
شبیه صدای قدم های تو بود
ملتهب، مرموز، دوست داشتنی!
چقدر هوای پاییز شبیه دست های توست
نه گرم، نه سرد، همیشه بلاتکلیف!
چقدر صدای خش خش برگ‌ها
شبیه صدای قلب من است
که خواست، افتاد، شکست!
چقدر این پیاده روها پر از آرزوهای من است
نارنجیِ یکدست، پُر از آدم های دست در دست، مست!
چقدر پاییز شبیه دلتنگی ست
شبیه کسی که بود، رفت
کسی که دیگر نیست!
دیدگاه ها (۳)

#شهریوردخترِ کوچکِ تابستانسالهاست دلش را به مهر باخته ولی تا...

#پایـیز نـزدیڪ اسـتمن صدایش را از ریـزش یڪ برگ عطرش را از خا...

چی میشد اگر بلد بودیم حسمونو همونجور که واقعا هست درک کنیم و...

هیچگاه دوست داشتن هایِ پر دلیل را دوست نداشته اممثلا این ها ...

رمان سونادو پارت۱

part5. . ماشین جلوی یه ساختمون کوچیک ایستاد یونجون از راننده...

Rofile of the wolf...3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط