سناریو ( بعد از دعوا چجوری قهر میکنن؟ ) { درخواستی }
سناریو ( بعد از دعوا چجوری قهر میکنن؟ ) { درخواستی }
--------------
هان :: باهات اصلا حرف نمیزنه .. خودتم بکشی نگات نمیکنه .. چون دلش بدجور شکسته
تو فقط با بوس کردنش و قربون صدقه رفتنش شاید دوباره دلشو به دست بیاری ..
ا.ت :: دور لپات بگردم من هانی
هان :: بسته دیگه عه ( در حال آب شدن )
----------------
فلیکس :: برخلاف همیشه که فلیکس احساسیه ؛ الان خیلی ناراحت و عصبی بود ..
ا.ت :: لیکسی ..
فلیکس :: چیه؟؟ ( تند و عصبی )
ا.ت :: ببخشید ..
فلیکس :: نمیتونی هر چی دلت خواست بگی بعد با یه ببخشید تمومش کنی ا.ت ( عصبی )
خودتو میندازی تو بغلش و بغضت میگیره ..
ا.ت :: فهمیدم .. مقصر من بودم .. من یه احمقم .. یونگبوکی ببخش .. حرفام واقعی نبودن .. ( گریه جای بغضتو میگیره )
فلیکس یکم اعصابش آروم تر میشه ..
لیکس :: گریه نکن .. باشه باشه .. گریه نکن ا.ت .. اینطوری منم ناراحت میشما ( لبخند ) ..
------------
سونگمین :: بعد از چند روز قهر کردن هردوتون خسته شده بودین .. سونگمینم تازه از کمپانی اومده بود ..
ا.ت :: خسته نشدی؟؟
سونگمین :: نه ( سرد )
ا.ت :: تو فقط سر یه خوراکی سه روزه قهری بدبخت خسیس
سونگمین :: دلیلم کاملا منطقیه
ا.ت :: بابا برات میخرم قهر نکن پرنسس
سونگمین :: قبوله
و اینطوری شما دوباره آدم های قبل شدید ..
-------------
جونگین :: اولین بارتون بود دعوا میکردین .. جونگین طاقت دوری تو نداشت برای همین سمتت اومد و گفت ..
جونگین :: بیا گذشته رو فراموش کنیم .. اون دعوای کوفتی رو ولش .. بیا باهم خوش بگذرونیم
و بلافاصله بعد از قبول کردن حرفش نشستین تو بغل هم فیلم دیدین ..
-----------
جنورا ( عاشقتونممم )
--------------
هان :: باهات اصلا حرف نمیزنه .. خودتم بکشی نگات نمیکنه .. چون دلش بدجور شکسته
تو فقط با بوس کردنش و قربون صدقه رفتنش شاید دوباره دلشو به دست بیاری ..
ا.ت :: دور لپات بگردم من هانی
هان :: بسته دیگه عه ( در حال آب شدن )
----------------
فلیکس :: برخلاف همیشه که فلیکس احساسیه ؛ الان خیلی ناراحت و عصبی بود ..
ا.ت :: لیکسی ..
فلیکس :: چیه؟؟ ( تند و عصبی )
ا.ت :: ببخشید ..
فلیکس :: نمیتونی هر چی دلت خواست بگی بعد با یه ببخشید تمومش کنی ا.ت ( عصبی )
خودتو میندازی تو بغلش و بغضت میگیره ..
ا.ت :: فهمیدم .. مقصر من بودم .. من یه احمقم .. یونگبوکی ببخش .. حرفام واقعی نبودن .. ( گریه جای بغضتو میگیره )
فلیکس یکم اعصابش آروم تر میشه ..
لیکس :: گریه نکن .. باشه باشه .. گریه نکن ا.ت .. اینطوری منم ناراحت میشما ( لبخند ) ..
------------
سونگمین :: بعد از چند روز قهر کردن هردوتون خسته شده بودین .. سونگمینم تازه از کمپانی اومده بود ..
ا.ت :: خسته نشدی؟؟
سونگمین :: نه ( سرد )
ا.ت :: تو فقط سر یه خوراکی سه روزه قهری بدبخت خسیس
سونگمین :: دلیلم کاملا منطقیه
ا.ت :: بابا برات میخرم قهر نکن پرنسس
سونگمین :: قبوله
و اینطوری شما دوباره آدم های قبل شدید ..
-------------
جونگین :: اولین بارتون بود دعوا میکردین .. جونگین طاقت دوری تو نداشت برای همین سمتت اومد و گفت ..
جونگین :: بیا گذشته رو فراموش کنیم .. اون دعوای کوفتی رو ولش .. بیا باهم خوش بگذرونیم
و بلافاصله بعد از قبول کردن حرفش نشستین تو بغل هم فیلم دیدین ..
-----------
جنورا ( عاشقتونممم )
- ۵۶۴
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط