پارت ۵ فیک عشق آنیا ( ببخشید وقت نکردم )
پارت ۵ فیک عشق آنیا ( ببخشید وقت نکردم )
و لونا گفت
لونا : ببین هرزه کوچولو تهیونگی مال منه فهمیدی ( داد)
تهیونگ : خفه شو (عربده )
آنیا : اروم باش عزیرم
تهیونگ : اوک بریم سر میز ناهار ؟
آنیا : بریم عزیزم
و رفتیم سر میز و اعضا هم اومده بودن
نامجون : تهیونگ سلیقت خوبه ها
آنیا : ( خجالت )
تهیونگ: بله دیگه خانومی خودمه جوجه رنگی
لونا : همچنین خوشگل هم نیست
تهیونگ : کسی از شما نظر نپرسید
~ ویو آنیا ~
غذا خوردیم و دیگه کم کم نصف شب بود و دیگه میخواستیم بریم
تهیونگ : بریم جوجه ؟
آنیا : بریم
خدافظی کردن و سوار ماشین شدن تا برن خونه
و تو ماشین سکوت بود تا اینکه
آنیا : تهیونگ
تهیونگ : جانم
آنیا : تو با اون دختره دوست بودید ؟
تهیونگ : نه فدات شم اون منو دوست داره من نه من خودم یه پرنسس دارم
آنیا : میسییی
تهیونگ : خواهش میکنم عزیزم
و رفتن سمت خونه آنیا و تهیونگ
تهیونگ: فردا میبینمت خوشگلم
آنیا : باشه عشقم خداحافظ
و بوسه کوتاه به لبش زد و ...
ببخشید کمه تو عروسی هستیم 💜😔
#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
و لونا گفت
لونا : ببین هرزه کوچولو تهیونگی مال منه فهمیدی ( داد)
تهیونگ : خفه شو (عربده )
آنیا : اروم باش عزیرم
تهیونگ : اوک بریم سر میز ناهار ؟
آنیا : بریم عزیزم
و رفتیم سر میز و اعضا هم اومده بودن
نامجون : تهیونگ سلیقت خوبه ها
آنیا : ( خجالت )
تهیونگ: بله دیگه خانومی خودمه جوجه رنگی
لونا : همچنین خوشگل هم نیست
تهیونگ : کسی از شما نظر نپرسید
~ ویو آنیا ~
غذا خوردیم و دیگه کم کم نصف شب بود و دیگه میخواستیم بریم
تهیونگ : بریم جوجه ؟
آنیا : بریم
خدافظی کردن و سوار ماشین شدن تا برن خونه
و تو ماشین سکوت بود تا اینکه
آنیا : تهیونگ
تهیونگ : جانم
آنیا : تو با اون دختره دوست بودید ؟
تهیونگ : نه فدات شم اون منو دوست داره من نه من خودم یه پرنسس دارم
آنیا : میسییی
تهیونگ : خواهش میکنم عزیزم
و رفتن سمت خونه آنیا و تهیونگ
تهیونگ: فردا میبینمت خوشگلم
آنیا : باشه عشقم خداحافظ
و بوسه کوتاه به لبش زد و ...
ببخشید کمه تو عروسی هستیم 💜😔
#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
- ۵۹۷
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط