( 3 تفنگدار )

( 3 تفنگدار )
پارت ۲۰۱

مرد چشمی گفت سپس تند فیلم ۲۵ دقیقه پیش را آورد .. هاری همچنین تقلا میکرد و با مشت محکم زد تو شکم مرد و با دست دیگرش چنگ زد به موهای مرده ولی این بار اون بود که محکم موهای بلندی در چنگ مرد هیکل ای گرفته شد.. انگار تیری بود. در قلب جونگکوک فرو رفت عصبی پشت اش را محکم گرفت ٫ خودم اون دستتو می‌شکنم اینو بهت قول میدم ٫ ... مرد محکم تر موهای هاری گرفت و مرد دوم با سیلی محکمی که به هاری زد هاری بر روی زمین افتاد ...
جونگکوک دندان هایش رو هم سایید و مشت اش تا حدی محکم فشرد تا ناخون هایش را در کف دستش حس‌میکرد ...
همچنین هارب را به زود تر در پشتی بیرون آورد .. و سوار ون سفید کرد
جونگکوک: صبر کن روی پلاک ماشین نزدیکش کن
مرد باز هم از ترس چشمی گفت سپس سمت پلاک ماشین نزدیک نمود
جونگکوک تند آن شماره ها را حفظ کرد سپس با گام های سریع از اتاق خارج شد تند گوشی را به دستش گرفت و شماره جیمین را گرفت
ثانیه ای نگذشت که صدا پر انرژی جیمین در گوشش چرخید
جیمین: سلام جونگکوک نمخواهی بیایی این پسـ...
جونگکوک همچنین همراه قدم های محکم با لحن محکمی گفت
جونگکوک: هاری رو دزدیدن
جیمین خشک زده تند از روی مبل بلند شد و همراهش یوری نوزاد به بغل نگاه نگاهش کرد ... جیمین: چطور ممکنه مگه پیشه تو نبود
یوری : چی شده
جیمین : مگه با تو نیستم
جونگکوک: آه کلافه ام نکن به لطه رفت گفت میاد .. بگذریم به تهیونگ بگو بیاد مخفی گاهمون زود ... جیمین همچنین با نگرانی گوشیش را در جیبش گذاشت ...
جیمین : مامان این کوک کوچولو رو دزدیدن
یوری : چی ... کجا کی
جیمین : نمی‌دونم از بایم برم
با گام های سری سمت در هجوم برد همراهش یوری هم رفت و نوزاد به بغل نگران و تند گفت
یوری : جیمین تو دستت ؟
جیمین خیلی سخت پالتو اش را پوشید و با نفس های سنگین اش آروم دستش را روی گونه یوری گذاشت
جیمین : اصلا از خونه بیرون نرو باشه حتی سمت پنجره ها هم نمی‌ریم
یوری آروم سری تکون داد : تو هم مراقب خودت باش ..
جیمین سری تکون داد سپس تند از آپارتمان خارج شد و تماسی به تهیونگ گرفت .. بعد از چهار بوق صدا تهیونگ را شنید ..
تهیونگ: جی...
جیمین : تهیونگ هاری رو دزدیدن
تهیونگ در پارکینگ ایستاد سپس خونسردی از ماشین پیاده شد همراه اش اون سوک ایستاد و نگران نگاهش کرد ...
تهیونگ: یعنی چی ... کجا
جیمین : نمی‌دونم فکر کنم کاره خودشه ... ریئس باند .. چانگ.
تهیونگ: تو الان کجای
دیدگاه ها (۲)

ادامه ... جیمین : میریم پایین جونگکوک گفت بریم مخفی گاه تهی...

بچه ها نمی‌دونم یجوری دلم گرفته 💔💔

3 تفنگدار )پارت۲۰۰ با خنده های بلند بیشتر از همه صدا های اطر...

( 3 تفنگدار )پارت ۱۹۷یوری با عشق خندید سپس اول به دستش نگاه ...

جونگکوک عصبی از کت پشت جون وو گرفت و او را بلند کرد بدون هیچ...

دختره کیوت و کوچیک ناگهانی پاس لیز خورد و افتاد درون آن آب س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط