ما نوحه می کنیم و عزادار نیستیم

ما نوحه می کنیم و عزادار نیستیم

یعنی که عاشقیم و گرفتار نیستیم

 

تا صبح دسته دسته تو را سینه می زنیم

اما شب نماز تو بیدار نیستیم

 

عمری اگرچه تشنه ی خونخواهی توییم

در انتخاب راه تو مختار نیستیم

 

این دستها به دامن لطفت نمی رسند

وقتی لب فرات، علمدار نیستیم

 

از دست مرگ، سر به سلامت نمی بریم

تا شورِ عشق هست و سرِ دار نیستیم

 

از زندگی بُریدی و دنیا تمام شد

یک لحظه بی تو باشیم انگار نیستیم

 

ما را به دام عشق حقیقی دچار کن

ما را که عاشقیم و گرفتار نیستیم

 

 #محرم
دیدگاه ها (۲)

زخمی عمیق بر تنِ تقدیر خورده استگویا به روزهای نفس گیر خورده...

لشگریان خیره سر،چند نفربه یک نفر؟ فاطمه گشته خون جگر،چند نفر...

روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه   !نیزه ها تا جگرش رفت، ولی ...

هیچکس مثل من اینگونه گرفتار نشد با شکوه آمده و بی کس و بی یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط