گفته بودی نفسی از نفست با نفسم هم نفس است ... این چه حکمت

گفته بودی نفسی از نفست با نفسم هم نفس است ... این چه حکمت که در این هم نفسی این دل من بی نفس است؟!
دیدگاه ها (۲)

وقتی دلت میگیردلاک میزنیرژلب ...کمی عطرو کمی نیشخند میزنی به...

به خاطر خودت میگویم:تنهایی کافه رفتن را یاد بگیرتنهایی مهمان...

دل که در موج سر زلف تو آرامَش نیست مرغ دریا ست چه اندیشه ی ب...

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازیگفت حق است که با آتش ما دم سا...

گاهی نفست هست ولی هم نفسی نیست در هر نفست هم نفست هیچ کسی نی...

نفهمیدی نفسم ب نفست بنده؛...🫠🥲

ی ملهمی سر ای زخم گوالم نیسی نفسی سی نفس سوز بلالم نیسینفست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط