"سایه خون"
"سایه خون"
پارت: 2
دیدم بیدار نمیشه، رفتم تو آشپزخونه.
یه لیوان برداشتم، توش آب ریختم و برگشتم بالا سرش.
گفتم:
«خب پس بلند نمیشی نه!!» (با خنده)
لیجیم گفت:
«لارا بذار بکپم...» (خابالو)
گفتم:
«وقتی خواهر داری، خوابم نداری!» (با خندهی ترسناک)
آب رو ریختم روش.
با یه جیغ بلند، دو متر پرید بالا!
گفت:
«چته دختر وحشییییی!» (با داد)
گفتم:
«تا تو باشی، وقتی میگم بیدار شو یعنی بیدار شو، بز خر!»
رفتم تو آشپزخونه، لیوان رو گذاشتم تو سینک.
اومدم بیرون، با صدای بلند گفتم:
«بدو لباس بپوش بریم خرید بدوووو!» (آخرشو با جیغ)
لیجیم گفت:
«باشه کره خر، اههه...»
رفتم تو اتاق که...
ادامه دارد.......
پارت: 2
دیدم بیدار نمیشه، رفتم تو آشپزخونه.
یه لیوان برداشتم، توش آب ریختم و برگشتم بالا سرش.
گفتم:
«خب پس بلند نمیشی نه!!» (با خنده)
لیجیم گفت:
«لارا بذار بکپم...» (خابالو)
گفتم:
«وقتی خواهر داری، خوابم نداری!» (با خندهی ترسناک)
آب رو ریختم روش.
با یه جیغ بلند، دو متر پرید بالا!
گفت:
«چته دختر وحشییییی!» (با داد)
گفتم:
«تا تو باشی، وقتی میگم بیدار شو یعنی بیدار شو، بز خر!»
رفتم تو آشپزخونه، لیوان رو گذاشتم تو سینک.
اومدم بیرون، با صدای بلند گفتم:
«بدو لباس بپوش بریم خرید بدوووو!» (آخرشو با جیغ)
لیجیم گفت:
«باشه کره خر، اههه...»
رفتم تو اتاق که...
ادامه دارد.......
- ۴.۸k
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط