باز کن پیراهنت را دکمه های صورتیش

باز کن پیراهنت را دکمه های صورتیش
باز چون گردد کمی "انا فتحنا "می شود

الکل خالص بریز و جرعه جرعه مست کن
طعم لبهای تو با مشروب گیرا می شود

فارغ التحصیل طبی نبض قانون شفا
هر که یک شب با تو باشد ابن سینا می شود

آنچنان زیر وزبر کردی مرا در چنگ خویش
انقلابی مخملی این بار معنا می شود

فتنه ی سبزی ست پنهان در نگاه غربی ات
دست صهیون از گریبان تو پیدا می شود

باز کن پیراهنت را دکمه های صورتی ش
بسته هم باشد خودش" فتحا مبینا"می شود. ❤ ️❤ ️❤ ️
دیدگاه ها (۳)

😍 👇 .‌تو هَمانی که دلم میخواهد شصت سالگی‌هایم را کنارش بگذرا...

نهایت سادگی........یاد باد آن روزگارانیاد باد.........

بزار تو حال خودم باشم

برای زیبـا زندگـی نکردنکوتاهـی عمـر را بهـانه نکنعمـر کوتـاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط