باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده ام

باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده ام
شمس من کی می رسد ، من راه را گم کرده ام

طرّه از پیشانی ات بردار ای بالا بلند
در شب یلدا مسیر ماه را گم کرده ام

در میان مردمان دنبال آدم گشته ام
در میان کوه سوزن، کاه را گم کرده ام

زندگی بی عشق شطرنجی است در خورد شکست
در صف مشتی پیاده شاه را گم کرده ام

خواستم با عقل راه خویش را پیدا کنم
حال می بینم که حتی چاه را گم کرده ام

زندگی آن قدر هم در هم نبود و من فقط
سرنخ این رشته ی کوتاه را گم کرده ام
دیدگاه ها (۴)

یک کلام ، اولین و آخرین احساس قلبم نسبت به تو ... دوستت دارم...

من می توانمروزها رابدون صحبت کردن با تو ،و ماهها رابدون دیدن...

یعنی تو نباشی و دمی زنده بمانم…به خدانهجز اسم قشنگ تو بیاید ...

محبت تجارت پایاپای نیست . چرتکه نندازیم که من چه کردم و در م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط