جان من کمتر بـرای ماندنِ خود  ناز کن

جان من کمتر بـرای ماندنِ خود  ناز کن
من اسیرم کم کنـار این قفس پرواز کـن

هی بدی کردی و من گربـه در دیزی حیا
کـم نمی آید ز تـو، یک ذره شرم ابراز کن

چند سالی میشود من مردهٔ چشم تـوأم
باش عیسایم بیـا با یک نگاه اعجاز کـن

یخ زدم در هرعبورِ سردت از این کوچه ها
این زمستان دیده را از دیگران ممتاز  کن

بۍتوخیلی زود خیلی زود می میرم بمان
سرعتِ مرگ مـرا درگیـرِ دست انـداز کن

نـه غلط کردم نگـو دیگر نمی آیی قبـول
تـو بمـان ، تـا آخر دنیـا برایـم نـاز کـن
دیدگاه ها (۱۳)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁶(نایون+...

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

جان_من_کمتربرای_ماندن_خودنازکن !من اسیرم کم کنار این قفس پرو...

جان من کمتر برای ماندن خود ناز کن !من اسیرم کم کنار این قفس ...

oo:oo#بے_من_مرو_جانااا..بی من مرو، ای جان جان،یک امشبی کم نا...

در جایی زندگی می کنیمدختر بلند بخندد، حیا ندارد!پیش قدمِ عشق...

در جایی زندگی می کنیمدختر بلند بخندد، حیا ندارد!پیش قدمِ عشق...

مخلوق های الهی!بدانید تک تک شان محاسبه می شوند!!!

گفتی ام مجنون شدم دیوانه شو گفتم قبولگفتی ام من پیله ام پروا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط