من تب زده بیمار وتو انگار نه انگار

من تب زده بیمار وتو انگار نه انگار
لب تشنه ی دیدار وتو انگار نه انگار

دور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ
یک گوشه ی دیوار وتوانگار نه انگار

از چشم تو افتاده ام و زیر عبورت
له میشوم این بار وتو انگار نه انگار

دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست
روی دلم آوار وتوانگار نه انگار

من را به گناهی که نگاه تو در آن بود
بردند سر دار وتو انگار نه انگار

جان می کنم و محو تماشایی و هر روز
این حادثه تکرار وتو انگار نه انگار

بی مرگ نشد لایق چشمان تو باشم
حالا شدم انگار وتو انگار نه انگار

با عشق تو میمانم و میمیرم اگر چه
من می شوم آزار وتو انگار نه انگار
دیدگاه ها (۲)

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار و....ت...

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگار لب تشنه ی دیدار و.......

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار و....ت...

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار و....ت...

. من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار و......

.من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگار... لب تشنه ی دیدار و...

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگار...لب تشنه ی دیدار و.....

من تب زده بیمار و ، تو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار و ، تو ...

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگارلب تشنه ی دیدار و....ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط