طبق معمول تو اتاقم بودم بابام یهو اومد توی اتاق
طبق معمول تو اتاقم بودم بابام یهو اومد توی اتاق
چن دیقه به پیرهنم خیره شد ،👀 👕 😑
ترسیدم فک کردم بوی سیگارو فهمیده:)) 🚬 😥
پیرهنمو برداشت بغل کرد و زد زیر گریه 😕 🙈
هر چی صداش میکردم جوابمو نمیداد📢 🚫
فقط داد میزد میگفت خدا خیلی جوون بود✋ 💔
یهو از رو بدنم رد شد :)):fallen_leaf:💙 ^^
چن دیقه به پیرهنم خیره شد ،👀 👕 😑
ترسیدم فک کردم بوی سیگارو فهمیده:)) 🚬 😥
پیرهنمو برداشت بغل کرد و زد زیر گریه 😕 🙈
هر چی صداش میکردم جوابمو نمیداد📢 🚫
فقط داد میزد میگفت خدا خیلی جوون بود✋ 💔
یهو از رو بدنم رد شد :)):fallen_leaf:💙 ^^
- ۵.۷k
- ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۹۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط