هرکه هروقت حلقه بردرزدفکرکردم تویی که می آیی

هرکه هروقت حلقه بردرزدفکرکردم تویی که می آیی
توی کوچه نسیم اگرپرزدفکرکردم تویی که می آیی
اشتیاقم برای دیدن توبه زمستان شبیه کردمرا
توبهاری که غنچه تاسرزدفکرکردم توی که می آیی
بگمانی که بازخواهی گشت بازمثل فرشته بال زنان
پروبالی اگرکبوترزدفکرکردم تویی که می آیی
ازتمام غریبهاکه برام شعروشیرینی وگل آوردند
هرکه حرف ازگلی معطرزدفکرکردم تویی که می آیی
تازه اینهاکه هیچ وقتی مرگ باسراسیمگیش درراکوفت
وانشددرواومکررزدفکرکردم تویی که می آیی
هرچه خاک من است عمرتوبادحاصل عمرمن جزاین که نبودهرکه هروقت حلقه بردرزدکه تویی
دیدگاه ها (۱)

می آیدعشق اینبارازیک فضای آبی/میبینمش دوباره درکوچهای آبی/چو...

هوا ابری ومن با چشمای تردوباره بدون تو میرم سفرشبیه یه تصویر...

قفسم تنگ ودلم تنگ تراست هنرم بردن سرزیرِ ِپر استگیرم ازسنگ ...

قول دادم به خودم غصه تراشی نکنمفکر این را که تو باشی و نباشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط