آقازاده p
آقازاده (p1)
نمی دونم از کجا شروع کنم اینکه چهارساله یخ عشق پنهونی داشتن یا از دور بهش نگاه کردن ولی امروز قرار بریم خواستگار همه سطح خودم من هیچ دل به این خواستگاری ندارم تنها کسی که حق داره خاتم عمارت من شه فقط کیم ا/ت با اون چشمای گربهی سبز آبی بهم نگاه کرد در نگاه اول عاشقش شدم همین امروز بهش اعتراف میکنم قرار خواستگاري رو کنسل میکنم الان باید برم شرکت تا قرار هارو بررسي کنم بعدش میرم عمارت تا یه دوش بگیرم میرم جایی همیشگی همونجایی که چهارساله ا/ت رو تماشا می کنم همینجوری که از ماشین پیاده می شدم سوئيچ ماشین رو پرت کرد سمت نگهبان رفت سمت در شرکت باز شده از همینجوری داشت میرفت پرونده هارو از منشی شرکت گرفت و از پله ها ها رفت بالا سمت دفتر شرکت خودش واردش شده نشسته روی میز شروع کرد به بررسی پروندهاهمنجوری بررسی می کرد ...[بریم سراغ ا/ت]
ویو ا/ت
هی امروز قرار به کسی که یه سال عاشقش شدم اعتراف کنم اگه ردم کنه بدجور می شنکم ولی خو می ارزه اعتراف کنم تو جایی که دیدمش میخوام اعتراف کنم یه کافه با تم سبز ، سیاه اون تم اصلا نگم براتون از اون کافه میدونم دارم پرحرفی میکنم خب همینجوری داشتم که می خوندم رفتم سمت حمومه یه دوش گرفتم میکاپ کردم یه سویشرت سبز آبی با یه کراپ مشکی و شلوار بگ یه کفش مشکی کل اسلایدم به میکاپ هم میومد [اکسوری رو خودتو هرچی دوست داشتی تصور کنید ] و همینجوری تعريف از خودم نباشه خیلی خوشگلم و کلی خاطر خواه دارم اگه این اعتماد بنفس رو کاتوس داشت تا الان موز داده بود [من که ندیدم کاتوس موز بده😑🗿] همینجوری که داشتم از خونه خارج می شدم تاکسی بگیرم که جینو رو دیدم [همون پسره که ا/ت دوستش داره]
تا خواست چیزی بگه جینو که .....[ادامه دارد]
سلامم اینم فیک جدید که درخواستی بود نوشتم امیدوارم ازش خوشتون اومد باشه 🙃❤️🩹
نمی دونم از کجا شروع کنم اینکه چهارساله یخ عشق پنهونی داشتن یا از دور بهش نگاه کردن ولی امروز قرار بریم خواستگار همه سطح خودم من هیچ دل به این خواستگاری ندارم تنها کسی که حق داره خاتم عمارت من شه فقط کیم ا/ت با اون چشمای گربهی سبز آبی بهم نگاه کرد در نگاه اول عاشقش شدم همین امروز بهش اعتراف میکنم قرار خواستگاري رو کنسل میکنم الان باید برم شرکت تا قرار هارو بررسي کنم بعدش میرم عمارت تا یه دوش بگیرم میرم جایی همیشگی همونجایی که چهارساله ا/ت رو تماشا می کنم همینجوری که از ماشین پیاده می شدم سوئيچ ماشین رو پرت کرد سمت نگهبان رفت سمت در شرکت باز شده از همینجوری داشت میرفت پرونده هارو از منشی شرکت گرفت و از پله ها ها رفت بالا سمت دفتر شرکت خودش واردش شده نشسته روی میز شروع کرد به بررسی پروندهاهمنجوری بررسی می کرد ...[بریم سراغ ا/ت]
ویو ا/ت
هی امروز قرار به کسی که یه سال عاشقش شدم اعتراف کنم اگه ردم کنه بدجور می شنکم ولی خو می ارزه اعتراف کنم تو جایی که دیدمش میخوام اعتراف کنم یه کافه با تم سبز ، سیاه اون تم اصلا نگم براتون از اون کافه میدونم دارم پرحرفی میکنم خب همینجوری داشتم که می خوندم رفتم سمت حمومه یه دوش گرفتم میکاپ کردم یه سویشرت سبز آبی با یه کراپ مشکی و شلوار بگ یه کفش مشکی کل اسلایدم به میکاپ هم میومد [اکسوری رو خودتو هرچی دوست داشتی تصور کنید ] و همینجوری تعريف از خودم نباشه خیلی خوشگلم و کلی خاطر خواه دارم اگه این اعتماد بنفس رو کاتوس داشت تا الان موز داده بود [من که ندیدم کاتوس موز بده😑🗿] همینجوری که داشتم از خونه خارج می شدم تاکسی بگیرم که جینو رو دیدم [همون پسره که ا/ت دوستش داره]
تا خواست چیزی بگه جینو که .....[ادامه دارد]
سلامم اینم فیک جدید که درخواستی بود نوشتم امیدوارم ازش خوشتون اومد باشه 🙃❤️🩹
- ۹.۶k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط