بابام زنگ زده میگه؛دیگه از این فیلم های تلویزیون خسته شدم

بابام زنگ زده میگه؛دیگه از این فیلم های تلویزیون خسته شدم ، اون ویدیو دیمی رو در آوردم ، سر راهت چند تا فیلم قدیمی خوب، رضا موتوری، فردین، مزرعه شایان، جان وین ،و این چیزها پیدا کن برام بیار.!!!! میگم حاجی دیگه از اون فیلمها ، نمونده اونم vhs!! اونم تو این کرونا بازی!.
میگه زر نزن پس چطور من بدبخت از جبهه می آمدم تو اون بمب باران میفرستادیم دنبال، قاچ خور، جت لی و جکی جان
دیدگاه ها (۲)

ساکورا : چطور؟میزوکی:هیچیساکورا: جواب رو بده میزوکی :داییم ب...

بریم برای رمان 🥺🌺لتس گو(این پارت طولانیه گوگولی ها🥹🌺 ببنید چ...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

زندگی دوباره ساسونارو

رمان گناه عشق🍷❌پارت: ۴(بچه ها(*) این علامت وقتی بیاد جلوی اس...

• ری اکشن بلولاک •*موضوع* واکنششون وقتی میگیم حالمون ازشون ...

# شَریان# پارت ۱۹" راوی رَهان " بطریِ آب و سر میکشه و قرص و ...

گناهکار 💎𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏𝒕𝒆𝒆𝒏💎 𝐩𝐚𝐫𝐭::𝟒𝟕.....!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط