فیک وقتی مافیا بو و وقتی تو فهمیدی از دستش قرار نیکنی چو
فیک وقتی مافیا بو و وقتی تو فهمیدی از دستش قرار نیکنی چون میترسیدی
پارت ۱
چند وقتی بود به جونگوک شک کرده بودی هر وقت ازش درمورد شغلش ازش میپرسیدی فقط سکوت میکرد ولی تو دیگه دووم نیاوردی
ساعت ۸شب بود
با صدای باز شدن در سرت رو چرخوندی
با وارد شدن شوهرت لبخندی زدی
آت +
جونگوک ×
+ خسته نباشی عزیزم
× خیلی ممنون پرنسس من
+ بیا ببین چی پختم بنظرت خوشمزه ست ؟
× مگه میشه چیزی که پرنسس من درست میکنه خوشمزه نباشه ؟
+ نمک نریز بدوو لباسات رو عوض کن بیا شام بخوریم
× چشممممم پرنسس ( خنده )
میز رو به بهترین نحو چیدی و منتظر موندی تا شوهرت بیاد تا شام بخورین
+ بیا دیگه شام سرد شد
× اومدم ( داد )
مشغول شام خوردن بودین و فضا ساکت بود
تا اینکه تو سکوت رو شکستی
+ جونگوک شغل تو چیه ؟
× عزیزم بار ها سر این موضوع بحث کردیم خواهش میکنم بیخیال شو
+ خب من فقط میخوام شغل شوهرم رو بدونم
× فقط بدون اگه بفهمی دیگه کنارم نمیمونی
خشکت زد
۲لایک❤
پارت ۱
چند وقتی بود به جونگوک شک کرده بودی هر وقت ازش درمورد شغلش ازش میپرسیدی فقط سکوت میکرد ولی تو دیگه دووم نیاوردی
ساعت ۸شب بود
با صدای باز شدن در سرت رو چرخوندی
با وارد شدن شوهرت لبخندی زدی
آت +
جونگوک ×
+ خسته نباشی عزیزم
× خیلی ممنون پرنسس من
+ بیا ببین چی پختم بنظرت خوشمزه ست ؟
× مگه میشه چیزی که پرنسس من درست میکنه خوشمزه نباشه ؟
+ نمک نریز بدوو لباسات رو عوض کن بیا شام بخوریم
× چشممممم پرنسس ( خنده )
میز رو به بهترین نحو چیدی و منتظر موندی تا شوهرت بیاد تا شام بخورین
+ بیا دیگه شام سرد شد
× اومدم ( داد )
مشغول شام خوردن بودین و فضا ساکت بود
تا اینکه تو سکوت رو شکستی
+ جونگوک شغل تو چیه ؟
× عزیزم بار ها سر این موضوع بحث کردیم خواهش میکنم بیخیال شو
+ خب من فقط میخوام شغل شوهرم رو بدونم
× فقط بدون اگه بفهمی دیگه کنارم نمیمونی
خشکت زد
۲لایک❤
- ۱۰۰
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط