تقدیم به الهام سلیمانی همبازی بچگیام.

تقدیم به الهام سلیمانی همبازی بچگیام.


من بزرگ شدم نمی شناسی منو
شایدم نه منو یادته هنوز

من همون همبازی بچگی هات
که با هم بازی می کردیم شب و روز

-

وقتی با هم می دوییدیم تو کوچه
خیلی دوست داشتم تو تندتر بدویی

که واسه خنده آوردن رو لبات
بتونم بگم برنده مون تویی

-

می دونستم تو کجا قایم میشی
اما خب می باختمو عالمی داشت

من بجات چشم میذاشتم آخه شبا
چشمام از دوری تو چشم نمی ذاشت

-

غروبا که بازیمون تموم میشد
گریه میشد سهم من فقط همین

تو خونه ازم می پرسیدن چته؟
می گفتم هیچی نیست خوردم زمین

-

باز به شوق اینکه فردا پیشمی
می شمردم همه لحظه لحظه شو

راضی بودم حتی وقتی پیشمی
چشم بذارمو بگم قاییم بشو

♫♫♫

اما خب حالا کجا قاییم شدی
همبازیت بغیر من مگه کی بود؟

دیگه طاقت ندارم چشم بذارم
آخه آستینای من خیس میشه زود

-

اینقدر چشم گذاشتم رو این دیوار
داره گوشه آجرهاش می پره

اگه برنگردی مطمئن میشم
قلب تو از این دیوارم سنگتره

-

دیگه بازی بسه من خسته شدم
کاش بدونی تو دلم چه دردیه

دیگه گم شدم تو دنیای خودم اگه پیدام نکنی نامردیه

-

نمی گم بدم میاد بزرگ شدیم
من هنوزم اون دوتا رو دوست دارم

هنوزم به سادگی بچگی
هنوزم من تو رو 7 تا دوست دارم
دیدگاه ها (۱۱)

از وقت رفتنت گلم، چند وقتی داره می گذرهمی گفتی عادت می کنم،...

حال این روزای منیه دردی سوخت تو سینم، که تو از خاطرم بردیمن ...

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

پارت یک لونا: خدایا من کجام پدرو مادرم کجان هوففف بیخیال بزا...

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

اول از همه بگم که می‌دونم ربطی به موضوع پیجم نداره ولی این م...

رمان : قلب در تاریکی

پارت شش مافیای بیرحم دختر لجباز

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

پارت ۳ویو ات:اتاق سرد بود و بوی نم می‌داد. دیگه از اون سقفِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط