با وجود قحط سالی نان برایت میخرم

با وجود قحط سالی نان برایت میخرم

نان اگر شد قیمت جان ، جان برایت میخرم

آبروی ابرها را با نگاهم می برم

من به هر قیمت شده باران برایت میخرم

در بساط من به جز این جان ناقابل که نیست

هر چه می خواهی بگو ، ارزان برایت میخرم

کم به فکر این گلیم کهنه و پوسیده باش

قالی ابریشم کاشان برایت میخرم

سوروسات روضه ات را جور خواهم کرد باز

استکان و سینی و قندان برایت میخرم

سالها سوهان روحت بودمُ با این وجود

با پس اندازم کمی سوهان برایت میخرم

از گلویت نان خوش پایین نرفته سالها

مادرم غصه نخور .... دندان برایت میخرم

خوب می دانم عزیزم دل خوشی کم داشتی

یک دل خوش نیز مادر جان برایت میخرم
دیدگاه ها (۷)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

خواننده عزیز ، سوغات هر شهر متعلق به یک برج فلکی است ، آیا م...

دل نگاهت می کند، انگار کم می آوردصبح ها، ظهر و عشا... هر بار...

خواننده عزیز ، سوغات هر شهر متعلق به یک برج فلکی است ، آیا م...

خواننده عزیز ، سوغات هر شهر متعلق به یک برج فلکی است ، آیا م...

کم کم دارد سرد می شود !این روزهابیشتر از همیشه دلم می خواهد...

سلام علاقه‌ی خوبمعلاقه‌‌ جان منخوبی؟پرسیده بودی که چرا کممو ...

🕊 شنیدم می بری با خنده ات دل از همه عالمنشانم می دهی یک لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط