دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند
دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد
میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم
که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست
دیدگاه ها (۲)

هیچ گاه به خاطر هیچکس از ارزش هایت دست نکش چون اگر روزی آن ف...

سکوت گاهی وقتها واقعا زیباست… مثل وقتایی که آدم توی طبیعته؛ ...

گاهـــــــــــــی آنچنان مزخرف می شــــــوم که برای دیگـــــ...

تقــــــــــدیم به داداش رضــــــــــارضــــــــــا ابن الاه...

تو را که دوست دارم،دیگر هیچ توضیحی برای این دل لازم نیست…همی...

پارت ۸۸ | «ده ثانیه در تاریکی...»دو روز بعد...شرکت از صبح شل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط