طعم عشق، زیر نور آشپزخونه

طعم عشق، زیر نور آشپزخونه

رستوران "Lune Blanche" یکی از معروف‌ترین رستوران‌های پاریس بود. توی دل این فضای شلوغ و حرفه‌ای، دو نفر بودن که قلبشون برای چیزی بیشتر از غذا می‌تپید: ایلی، آشپز ایرانی با دست‌پختی پر از عطر زعفرون و لیمو عمانی، و جیمین، آشپز ماهر کره‌ای با دلی حساس و لبخندی که همیشه ته دل ایلی رو گرم می‌کرد.
ایلی و جیمین از روز اولی که با هم توی آشپزخونه کار کردن، یه جور هماهنگی عجیبی بینشون بود. بدون اینکه حتی یه کلمه بگن، می‌فهمیدن کی چی لازم داره. مثل دو نت از یه آهنگ. مثل دو چاقوی تیز که کنار هم روی تخته‌ی برش، ریتم غذا رو می‌ساختن.
اما هیچ‌کدوم نمی‌خواست حرفی از دلش بزنه. چون آشپزخونه جایی برای «عشق» نبود. فقط زمان، فشار، سفارش، و غذا بود...
تا اینکه یه شب، همه چیز تغییر کرد.
رستوران تعطیل شده بود. بقیه رفته بودن. ایلی داشت ‌دیگ برنج مخصوص رو تمیز می‌کرد که جیمین اومد با یه ظرف کیمچی خونگی دست‌ساز خودش.
لبخند زد. «برای تو درستش کردم. امروز خیلی خسته بودی.»
ایلی بهش نگاه کرد. چشماش برق زد. قلبش آروم نبود.
آروم گفت: «جیمین... چرا همیشه از دل من خبر داری؟»
جیمین قدم جلو گذاشت. نور کمِ بالای اجاق، صورتش رو روشن کرده بود.
«چون هر روز، فقط برای دیدن لبخند تو میام اینجا. چون... خیلی وقتِ که عاشقتم، ایلی. عاشق دستات، نگاهت، حتی وقتی به روغن داغ غر می‌زنی.»
ایلی خشکش زده بود. اما بعد... لبخند زد. آروم جلو رفت. فاصله‌شون فقط چند سانت بود. صدای تایمر اجاق، قطره‌های آب روی سینک، و نفس‌های عمیقشون توی فضا پیچیده بود.
و همون لحظه، جیمین آروم سرش رو خم کرد… و لب‌هاش رو با لطافت روی لب‌های ایلی گذاشت.
بوسه‌ای آرام، گرم، و پر از همه‌ی حرف‌هایی که ماه‌ها توی دل مونده بود. لب‌هاش طعم کیمچی داشت... طعم عشقِ واقعی.
بعد از اون شب، همه چیز فرق کرد. دیگه آشپزخونه فقط جای غذا نبود؛ شده بود جای لبخندها، نگاه‌های دزدکی، و گاهی بوسه‌های کوچک پشت قفسه‌ی ادویه‌ها.
چند ماه بعد، رستوران منوی جدیدی رو معرفی کرد. اسم یکی از غذاها بود:
"طعمِ ما"
و هر کسی که اون غذا رو می‌خورد، لبخند می‌زد. چون می‌تونست عشق رو توی هر قاشقش حس کنه...

پایان.......
دیدگاه ها (۵)

سورا و رین

dark life = 40

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "34""ویو جئون آنجلینا""یک ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p79«احتمالاً... هر روز از کسی که منو آور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط