« اعترافی » بکنم ؟

« اعترافی » بکنم ؟
بین این « پنجره ها »
که « تمنای گشودن » دارند !
من به آن « پنجرهٔ بسته ٔ چشمان تو »
عادت دارم !
« بامدادان » که من از کوچه تو می گذرم
به « نسیم گل نیلوفر » آن باغچه
عادت دارم !
....... و چه « شبهای » پر از « زمزمه بی وزنم »
که به دیدار مَه روی تو در « قافیه »
عادت دارم !
گر « خیانت در امانت » بکنم ، می بخشی ؟؟
من « به دزدی » ز غزلها ی « دو چشم تَرَت»
عادت دارم !... مینا
دیدگاه ها (۵)

نمی دونم درسته یا نه؟ولی به نظرم آدم بعضی وقتا به جای اینکه ...

‌شعــرهـایـم حتـی مــار راازلانــه بیـــرون ...

من بودم و تنهایی و یک راه بی انتهایک عالم گله و خدایی بی ادع...

چقدر دوست دارم دوست داشتنت را..!دوست داشتن تویی کہ ممنوع تری...

LOOKING FOR YOUPART : ²⁵باد آرام شاخه‌های درختان گیلاس را تک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط