میوکی که کارن رو کشت

میوکی که کارن رو کشت
نوبت مامانش و ایثان شد
میوکی جسم کارن رو پوشوند
و رفت خونه
مامان میوکی نمیدونست این میوکیه
فک کرد دخترش کارنه
میوکی کم کم به مامانش نزدیک میشد
و اونو یهو خفه کرد
ایثان هم چمیدونه این میوکی یا کارنه
فک کرد کارنه
میوکی خودشو به یه مارمولک تبدیل کرد
و روی ایثان پرید(عووق)ایثان اونو انداخت
روی دیوار
ولی اون مارمولک بزرگ و بزرگ تر شد
و میوکی شد
میوکی دست ایثان رو گرفت و اونو
بیرون برد دنیا قرمز شد
و اسم میوکی با خون روی اسمونا در میومد
زمین تکه تکه شد
که زیر اب جوش بود
مثه اتیش بود
میوکی روی سنگ نشست
و دستاشو باز کرد و گفت
شیطان ازت ممنونم که منو کمک کردی
روی اسمون یه قلبی در اومد
ایثان دهنش باز بود و فقط نگا میکرد
وقتی ایثان یه سنگ بزرگی رو دید
برداشت و اونو روی میوکی انداخت
میوکی با تعصب گفت
تو کی هستی که روم سنگ میندازی
ایثان شروع به بدو کرد
ولی همه ی زمین تکه تکس
ایثان خودشو توی اب جوش انداخت
و تیلیت شد خخخ
میوکی که دید همه کشته شدن
اون با روح سالم
به قبرش برگشت




داستان ما به سر رسید
کلاغه هنوز به خونش نرسید بدبخته
خخخخ
حالا بگید چطورررر بووود؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۱۳)

اینم مجله ی روح های سرگردان در اتاق عملاینم داستانه ولی خیال...

اخه من به تو چی بگم چویونگ؟حرف تو اون کله فرو نمیره

ادامه:وقتی اب سیاه شد میوکی سرشو در اوردایثان با ترس نگاش می...

ادامه:کارن به مامان میوکی رفت و گفت کهدوتا پسر هس یکی کشتس و...

چندپارتی☆.....p.3جونگ کوک روی مبل نشست و سرشو انداخت پایین آ...

چندپارتی:وقتی د**س**ت ب**ز**ن داشت و...pt³جونگ کوک روی مبل ن...

Swim with me 👅#swim_with_me𝑷𝑻 15 ویو هویج: دختر که حالا داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط