عاشقت نیستم 🥀
عاشقت نیستم 🥀
پارت 3
اخ به چی خوردم اصلا نمیدونم
اوه این المایته؟!
میدوریا: من معذرت میخوام جناب المایت حالتون خوبه؟!
المایت: اسمت میدوریا بود دیکه درسته؟!
ــ بلع
ــ میدوریا تو کوسه ای نداری؟! ولی میخوای که قهرمان باشی؟!
ــ بله ولی اینم میدونم که غیر ممکنه
ـــ نه میدوریا جوان این ممکنه البته نه تا وقتی که من هنوز وجود دارم
ـــ منظورتون چیه؟!
ــ میدوریا حاضری که قدرت منو در اختیار داشته باشی که مردم رو نجات بدی؟! من قدرت خودم رو بهت منتقل میکنم و تو میتونی قدرت منو داشته باشی قدرت یکی برای همه ولی یادت باشه باید برای نجات مردم ازشون استفاده کنی و اینکه من راهنماییت میکنم اصلا لازم نیست نگران باشی باشه؟!
میدوریا لحظه ای مکث میکنه و بعد شروع به اشک ریختن میکنه اون دلیلی برای ادامه دادن به قهرمانی داشته باشه چون الان دیگه از کاچان متنفر شده بود و دیگه دوستش نداشت ولی یه دلیل دیگه برای ادامه پیدا کرد اینکه خودشو ثابت کنه و از باکوگو جلو بزنه برای همین قبول میکنه
المایت اول بدن میدوریا رو اماده میکنه تا بتونه اون حجم از قدرت رو توی خودش جا بده سختی زیادی داشت گاهی تصمیم برای تسلیم وگاهی اراده قوی برای ادامه دادن و بدین ترتیب میدوریا اماده شد تا قدرت رو بدست بگیره
در زمانیکه شکوه زیادی داشت المایت موی خودش رو از سرش میکنه و به میدوریاد میده
میدوریا متعجب میپرسه این چیه؟! و المایت با افتخار میگه بخورش و اون لحظه به یه لحظه چندش تغییر پیدا میکنه
ــ من اینو بخورم؟ چرااا
ــ اگه نمونه ای از دی ان ای منو داشته باشی میتونی قدرت رو بگیری.. نمیخوای بخوری؟! بدم به یکی دیگه؟!
ـــ توف توش
و میدوریا اون رو میخوره اما تغییری حس نمیکنه
المایت تعجب میکنه
ــ چرا اتفاقی نیوفتاد باید یه حسی داشته باشی
و کمی بعد علامت هایی روی بدن میدوریا ظاهر میشن که در نقاط مخفی هستند و میدرخشند
پشت گوش چپ رون پای راست راستای کمر استخوان ترقوه بازو دست چپ بالای ناف و در اخر روی سینه سمت چپ که یعنی قلب میدوریا
دچرا المایت داره اینطوری بمن نگاه میکنه؟
این علامت ها چیه؟!
ـــ المایت...
ـــ از من نپرس چون منم چیزی راجبش نمیدونم بحرحال مهم اینکه منتقل شده و تو اماده ای تا بری تو دل خطر
هویی چت شده تو!!!!!
ـــ استرس وجودمو گرفته المایت نمیشه پسش بگیری؟!
ــ یوقت نری اونجا گوه بزنیییییی
پارت 3
اخ به چی خوردم اصلا نمیدونم
اوه این المایته؟!
میدوریا: من معذرت میخوام جناب المایت حالتون خوبه؟!
المایت: اسمت میدوریا بود دیکه درسته؟!
ــ بلع
ــ میدوریا تو کوسه ای نداری؟! ولی میخوای که قهرمان باشی؟!
ــ بله ولی اینم میدونم که غیر ممکنه
ـــ نه میدوریا جوان این ممکنه البته نه تا وقتی که من هنوز وجود دارم
ـــ منظورتون چیه؟!
ــ میدوریا حاضری که قدرت منو در اختیار داشته باشی که مردم رو نجات بدی؟! من قدرت خودم رو بهت منتقل میکنم و تو میتونی قدرت منو داشته باشی قدرت یکی برای همه ولی یادت باشه باید برای نجات مردم ازشون استفاده کنی و اینکه من راهنماییت میکنم اصلا لازم نیست نگران باشی باشه؟!
میدوریا لحظه ای مکث میکنه و بعد شروع به اشک ریختن میکنه اون دلیلی برای ادامه دادن به قهرمانی داشته باشه چون الان دیگه از کاچان متنفر شده بود و دیگه دوستش نداشت ولی یه دلیل دیگه برای ادامه پیدا کرد اینکه خودشو ثابت کنه و از باکوگو جلو بزنه برای همین قبول میکنه
المایت اول بدن میدوریا رو اماده میکنه تا بتونه اون حجم از قدرت رو توی خودش جا بده سختی زیادی داشت گاهی تصمیم برای تسلیم وگاهی اراده قوی برای ادامه دادن و بدین ترتیب میدوریا اماده شد تا قدرت رو بدست بگیره
در زمانیکه شکوه زیادی داشت المایت موی خودش رو از سرش میکنه و به میدوریاد میده
میدوریا متعجب میپرسه این چیه؟! و المایت با افتخار میگه بخورش و اون لحظه به یه لحظه چندش تغییر پیدا میکنه
ــ من اینو بخورم؟ چرااا
ــ اگه نمونه ای از دی ان ای منو داشته باشی میتونی قدرت رو بگیری.. نمیخوای بخوری؟! بدم به یکی دیگه؟!
ـــ توف توش
و میدوریا اون رو میخوره اما تغییری حس نمیکنه
المایت تعجب میکنه
ــ چرا اتفاقی نیوفتاد باید یه حسی داشته باشی
و کمی بعد علامت هایی روی بدن میدوریا ظاهر میشن که در نقاط مخفی هستند و میدرخشند
پشت گوش چپ رون پای راست راستای کمر استخوان ترقوه بازو دست چپ بالای ناف و در اخر روی سینه سمت چپ که یعنی قلب میدوریا
دچرا المایت داره اینطوری بمن نگاه میکنه؟
این علامت ها چیه؟!
ـــ المایت...
ـــ از من نپرس چون منم چیزی راجبش نمیدونم بحرحال مهم اینکه منتقل شده و تو اماده ای تا بری تو دل خطر
هویی چت شده تو!!!!!
ـــ استرس وجودمو گرفته المایت نمیشه پسش بگیری؟!
ــ یوقت نری اونجا گوه بزنیییییی
- ۱۴۶
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط