بهانه کن مرا شبی، برای بی قراریت

بهانه کن مرا شبی، برای بی قراریت
برای شعر گفتنت، ترانه های جاریت

ز چشم من غزل بگو، قصیده شو برای من
به مثنوی ردیف کن، سرور و سوگواریت

کمی کنار من بمان، و پاک کن سرشک را
ز چشمهای خیس من، به رسم غمگساریت

برای باور دلت، عیان نکرده ای هنوز
که من چقدر عاشقم، فدای راز داریت

قسم به عطر رازقی، به یاس های تب زده
به نغمه چکاوک و به شرم دوست داریت

که اخم و خنده تو را به نقد جان خریده ام
تفاوتی نمیکند، عتاب و سازگاریت

تو جرعه ای از عاشقی بسوی من روانه کن
ببین چه شعله ای کشم برای چشمه ساریت


❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️
دیدگاه ها (۶)

بُرد هوای دلبریهم دل و هم قرار من...

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زدعشق پیدا شد و آتش به همه عالم ز...

‌ بدانید بهترین جواب بدگویی:سکوتبهترین جواب خشم:صبربهترین جو...

عشقم ؟ بله......هیچی اوکی‌.‌.‌.عشقم....عشقم؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط