نمی‌گویم دوستت می‌دارم

نمی‌گویم دوستت می‌دارم
عشق ِ به تو
اعتراف سنگینی‌ست
در روزگار ِ عدم ِ قطعیت
فرهادِ تو بودن
متهم‌ام می‌کند
به چشم‌های ِ سیاهی که نداشته‌ام
می‌نویسم دوستت می‌دارم و
قایم‌اش می‌کنم...
تو به درد زندگی نمی‌خوری
تو را باید نوشت و گذاشت
وسط ِ همان شعرها و قصه‌هایی
که ازشان آمده‌ای...
دیدگاه ها (۶)

بِبَخش اگر..خودم را بہ مریضے مےزنم..نمیدانے چہ لذتے دارد وقت...

دست هایـمان را بـهم قفـل کنیمفقط یـادت باشدکلیـد را جایـی بـ...

هر جا باشیهر جا هستیهر جا میریفرقی نمیکند نه اینکه نگرانت نب...

خودم را در تــــو میبـینـم تمـــام آرزویــم باشنمازعشق که می...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟏ات روی تخت نشسته بود، گوشی ت...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.107(از زبون ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط