گل من با که نشستی که مرا یادت رفت

گل من با که نشستی که مرا یادت رفت
از نگاهم چه سبب فرصت دیدارت رفت
چه کسی بود در اندیشه ات ای مونس جان
که سحرگاه چنین خفته و بیدارت رفت
به کجا بود تو را زمزمه ای خوشتر از عشق
کاین چنین ساده تو را خاطر دلدارت رفت
از غمت سینه کجا چاک نموده ست کسی
تا که این دلشده از دیده بیمارت رفت

گرمی دست که دلگرمی شبهایت گشت

تب عشق چه کسی بر رخ تبدارت رفت

هوس روی که بوده ست که دلخواهت کرد
اشک هجران که بر دیده خونبارت رفت
دیدگاه ها (۴)

گل من با که نشستی که مرا یادت رفت از نگاهم چه سبب فرصت دیدار...

گل من با که نشستی که مرا یادت رفت از نگاهم چه سبب فرصت دیدار...

گل من با که نشستی که مرا یادت رفتاز نگاهم چه سبب فرصت دیدارت...

گل من با که نشستی که مرا یادت رفتاز نگاهم چه سبب فرصت دیدارت...

عاشقانه های شبنم

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

اعصاب چیست؟چیزی است که هیچ کس نداردولی توقع دارندکه تو داشته...

صائب تبریزی میگه آرامش نتیجه اضطراب است🩷🩷🩷‌‌╔══ ●♡● 🍃 ೋ•══╗...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

زندگیم به خاطرش به پایان رسید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط