یکی از فانتزی های ذهن من اینه که

یکی از فانتزی های ذهن من اینه که
مدیر عامل شرکت گلرنگ رو شام دعوت کنم خونمون....


بعد تو بشقابش شامپو مولتی ویتامین گلرنگ اونم پلاس پروتئینشو بریزم
اگه گفت این چیه؟؟؟




میگم غذای کامله دیگه کوفت کن
مسخره...
دیدگاه ها (۳)

خخخ....

اینم یه ماشین عروس...

مردی در جزیره ای افتاد که همه ساکنینش زن بودند... زنها تصمیم...

.

پارت ۲F:"ایتاچی تو باید باعث سربلندی شرکتمون بشی، ساسکه هنوز...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۲۳

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝9سوهو.. باشه ولی از ما گفتن...که ا/ت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط