ﻣﺪﺗﯿﺴﺖ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﺍﺯﺍ ﮐﺸﯿﺪﻩ

ﻣﺪﺗﯿﺴﺖ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﺍﺯﺍ ﮐﺸﯿﺪﻩ
ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺩﺭﺩ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﻡ
ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺩﺭ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
ﭘﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﺍﺯ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻫﺎﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺧﺮﺩﻩ ﻧﺎﻥ ﻫﺎﯾﺖ
ﺗﺎ ﮔﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻏﺬﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ
حالت ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻨﺪ
ﻣﻦ ﻫﻢ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺪﻫﻢ !
ﺧﻼﺻﻪ ﻓﮑﺮﻫﺎﯾﺖ را ﺑﮑﻦ
ﺍﮔﺮ ﻧﯿﺎﯾﯽ
ﻫﻤﻪ ی ما ﺑﺎﻫﻢ ﺍﺯ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ می میریم!!

#محسن_ﺣﺴﯿﻨﺨﺎﻧﯽ
دیدگاه ها (۵)

می دانستم رویا بود ...مــَــن و تــو !؟ بَعید بـود آن هَمه خ...

در این مدت ،زندگی به گونه‌ای سپری شده است که می‌توانم سال‌ها...

تو ذهنم لیست خرید خونه رو مرور می‌کردم ... پیاز ، دلستر ، زی...

جا دارد اگر فلک کنون گریه کندبا زخم دل و سوز درون گریه کندتو...

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ مى‌ﮔﻮﯾﺪ:اﺯ ﻫﺮ کسی ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ‌ی ﺧﻮﺩﺵﺗﻮقع ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط