وقتی خوندم دلم گرفت
وقتی خوندم دلم گرفت
مرد آرایشگر همزمان که پیشبند را میبست....
پرسید:چه مدلی بزنم
و پسر جوان گفت: دومادی
آرایشگر هم خوشحال از اینکه یه مشترینون و آب دار پستش خورده چند ساعت باوسواس تمام مشغول به کارش شد. اگر کارش خوب بود علاوه بر دستمزد انعام خوبی هم میتوانست بگیرد...
آرایشگر گفت: بفرما شادوماد...راضی هستی..
جوان با نوعی حسرت و دلخوری نگاهی به آینه کرد و گفت:خوبه دستت درد نکنه...ولی
آه بلندی کشید و گفت: حالا همشو از ته بزن... خواستم ببینم اگه امشب به جای اون من دوماد میشدم
مرد آرایشگر همزمان که پیشبند را میبست....
پرسید:چه مدلی بزنم
و پسر جوان گفت: دومادی
آرایشگر هم خوشحال از اینکه یه مشترینون و آب دار پستش خورده چند ساعت باوسواس تمام مشغول به کارش شد. اگر کارش خوب بود علاوه بر دستمزد انعام خوبی هم میتوانست بگیرد...
آرایشگر گفت: بفرما شادوماد...راضی هستی..
جوان با نوعی حسرت و دلخوری نگاهی به آینه کرد و گفت:خوبه دستت درد نکنه...ولی
آه بلندی کشید و گفت: حالا همشو از ته بزن... خواستم ببینم اگه امشب به جای اون من دوماد میشدم
- ۴۹۲
- ۲۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط