تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش

تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش
دیدم که
در آن آئینه هم جز تو کسی نیست... #هوشنگ_ابتهاج♥ ♥
دیدگاه ها (۵)

دوستت دارم چنان با احتیاط؛ مثل شاید چنان باور نکردنی؛ مثل آر...

قبلا تصور میکردم تنفر چیز بدیه. از اون حس های ممنوعس نباید د...

و شب آفریده شدتا نبودن ها رایادآوری کند...👤 فاطمه جوادی

حال من به احوال پرسی تو بستگی دارد!تو اگر حالم را بپرسی مگر ...

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویشدیدم‌ که در آن آینه‌ هم جز ...

پرده پرده ان قدر از هم دریدم خویش را تا که تصویری ورای خویش ...

گر بگویم که تو در خونِ منی بُهتان نیست...#هوشنگ_ابتهاج #شعر#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط